من ندانستم از اول که تو بی مهرو وفايی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپايی

دوستان عيب کنندم که چرا دل به تو دادم
بايد اول به تو گفتن که چنين خوب چرايی

عشق و درويشی و انگشت نمايی و ملامت
همه سهل است ،تحمل نکنم بار جدايی

گفته بودم چو بيايی غم دل با تو بگويم
چه بگويم که غم از دل برود چون تو بيايی...

-سعدی

/ 9 نظر / 4 بازدید
h

شعر زیبایی بود ...منو یاد این شعر انداخت ../..خیال کردم تو هم درد آشنایی/به دل گفتم تو هم همرنگ مایی/خیال کردم تو هم در وادی عشق اسیر حسرت و درد و بلایی....به ما هم سر بزن

ماهی دودی

اگه تونستي به بلاگ منم يه سري بزن.اين روزا ماهي دودي مرغوب كم پيدا ميشه

مجتبی

سلام مثل هميشه زيبا بود.موفق باشيد و خدانگهدار

واثق

سلام. انتخاب خيلی قشنگی بود. ممنون که به من سر زدي باز هم منتظرت هستم

واثق

سلام. چرا آپديت نکردی. من منتظرم. ممنون که به من سر ميزدی

واثق

سلام. ديگه نميخوای آپديت کنی؟

نارنج

چرا چيزی نمی نويسی پرند؟